داف بازی هم حدی داره؟....

چند تا از دوستای خوبم تو نظرات گفته بودن که ما آخر نفهمیدیم شما پسرید،دخترید یا خواهر برادر
در جواب به دوستای عزیز تر از جانم باید بگوییم ما دوتا خواهر برادر ایم که عاشقانه همدیگرو دوست داریم....
منتظر قدوم سبزتون هستیم
مر۳۰

.../T%20(59).jpg)
پیدای پنهانم
عاشق گریانم
بی کس و تنهایم
خسته و نالانم
بی تو مگه میشه
لیلیه عاشق بود
لیلی این قصه
با مجنون عاشق بود
خارو پریشانم
خاک گریزانم
دلگیرو دلخسته
وای خداجون بسه
عشقم به باد رفته
این عاشقی سخته
زخمی ترین عاشق
این رمز تنهاییست
زانو بزن ای دل
این رسم رسواییست
بی تو شوم رسوا
بی تو شوم بی کس
بی تو نمیخواهم
بی تو میشم هیچکس
گفتمش : دل می خری ؟
برسید چند؟
گفتمش : دل مال تو، تنها بخند !
خنده کرد و دل زدستانم ربود
تا به خود باز آمدم او رفته بود
دل ز دستش روی خاک افتاده بود
جای بایش روی دل جا مانده بود ......
اي نشسته درخيال من، فراموشم مكن
با فراموشي و تنهايي، هم آغوشم مكن
زندگاني مي كنم چون شعله با خود سوختن
زنده ام با سوز و ساز خويش، خاموشم مكن
مي تراود تا شراب بوسه از جام لبت
از شراب تلخ تنهايي قدح نوشم مكن
دودم و از شعله دارم دامني رنگين به بار
اين شرر از من مگير از نو سيه پوشم مكن
چون صبا در جستجوی خود به هر سويم مكش
همچو گيسوي سياهت خانه بر دوشم مكن
اين دل درد آشنا را در شرار غم بسوز
هر چه مي خواهي بكن اما فراموشم مكن

نتيجه پيوند زناشوئي با متولدين ما هاي مختلف سال
مشخصات متولدین ماهها
با سلام خدمت تمام دوستای گلم:
امیدوارم عبادتای همه شما مورد قبول خداوند قرار گرفته باشه!
مارو از دعای خیرتون بی نصیب نزارین!
با ارزوی قبولی تاعات و عبادات
به پای قلب غریبم کمی محبت کن ![]()
تمام شهر دلم را سکوت ویران کرد ![]()
بیا و با دل مهجور دوست صحبت کن ![]()
همه بهانه من دوری از نگاه تو بود ![]()
برای یک نگاه صمیمی دوباره همت کن ![]()
بهار باوره من سردو خالیست اکنون ![]()
بهاره من شو و با من شکوفه قسمت کن ![]()
دلم مسافر تنهایی شهر نگاه توست ![]()
بیا و با مسافر تنهای خویش خلوت کن ![]()

ديشب دوباره ديدمت اما خيال بود
تو در كنار من بشيني محال بود
هر چه نگاه عاشق من بي نصيب بود
چشمان مهربان تو پاك و زلال بود
پاييز بود و كوچه اي و تك مسافري
با تو چه قدر كوچه ما بي مثال بود
نشنيد لحن عاشق من را نگاه تو
پرواز چشم هاي تو محتاج بال بود
سيب درخت بي ثمر آرزوي من
يك عمر مانده بود ولي كال كال بود
گفتم كمي بمان به خدا دوست دارمت
گفتي مجال نيست و ليكن مجال بود
يك عمر هر چه سهم تو از من نگاه بود
سهم من از عبور تو رنج و ملال بود
چيزي شبيه جام بلور دلي غريب
حالا شكست واي صداي وصال بود
شب رفت و ماه گم شد و خوابم حرام شد
اما نه با خيال تو بودم حلال بود
