تاريخ : شنبه بیستم مهر 1392 | 10:22 | نویسنده : هستی
سلااااااااااااااااااااااااااااام به همه ی دوستای گلم

از جمله داداشم

یاد اون زمانا بخیر

قدر تک تک لحظه هاتونو بدونین

هر ثانیه ا ی که بگذره دیگه بر نمیگرده پس کاری کنید هیچ وقت افسوس گذشته رو نخورید

     دوووووووووووووووووووستتون داااااااااااااااااااااااااااااااااااااارم




تاريخ : سه شنبه بیست و هشتم شهریور 1391 | 16:0 | نویسنده : سعيد


میشــــه اسـم پاکتو رو دل خـــــدا نوشت / میشه با تو پر کشید تــــوی راه سرنوشت

میشـــه با عطـر تنت تا خــــود خـدا رسید/میشــه چشــم نازتو رو تن گلهــــا کـشید

روز دختر مبارک



تاريخ : دوشنبه بیست و هفتم شهریور 1391 | 16:3 | نویسنده : هستی
کاش میشد:بچگی را زنده کرد

کودکی شد،کودکانه گریه کرد

شعر ” قهر قهر تا قیامت” را سرود

آن قیامت، که دمی بیش نبود

فاصله با کودکی هامان چه کرد ؟

کاش میشد ، بچگانه خنده کرد . . .



تاريخ : پنجشنبه شانزدهم شهریور 1391 | 19:47 | نویسنده : هستی
عکس

تاريخ : شنبه یازدهم شهریور 1391 | 14:58 | نویسنده : هستی


تاريخ : یکشنبه پنجم شهریور 1391 | 18:15 | نویسنده : سعيد
عشق:فقط عزیزم و دوستت دارم نیست......

عشق اینه.....

تو هر شرایطی باهاش باشی....حتی اگه نفهمه......

همیشه عاشقت میمونم.....




تاريخ : یکشنبه پنجم شهریور 1391 | 12:31 | نویسنده : سعيد



تاريخ : شنبه چهارم شهریور 1391 | 21:3 | نویسنده : هستی
 

فقط مي‌دانم كه بین دوستان نزدیکش به دو جنسه معروف است. با او در يك كافي‌شاپ در خيابان گاندي قرار مي‌گذارم. چون مطالبم را در روزنامه مي‌خواند، اعتماد مي‌كند و مي‌گويد كه حتما مي‌آيد. قول مي‌دهم از او عكس نگيرم.



ادامه مطلب
تاريخ : شنبه چهارم شهریور 1391 | 20:37 | نویسنده : هستی
گاهی باید کم باشی تا کمبودت احساس بشه ، نه اینکه نباشی تا نبودنت عادت بشه


عشق من شبیه باران نیست که گاهی می آید و گاهی نمی آید

عشق من شبیه هواست بعضی وقتها ساکت اما همیشه دراطراف توست

*******

(سعید)

خیلی متن بالایی قشنگ بود جاداره از همین تریبون ابراز احساسات خودمو نشون بدم 

very very nice

biiiiiiiiiig like



تاريخ : شنبه چهارم شهریور 1391 | 18:57 | نویسنده : سعيد
گاهی فرار میکنم از فکر کردن به تو .....

مثل رد کردن آهنگی که خیلی دوسش دارم(آغوشتو به غیر من برای هیچکی وا نکن منو از این دلواپسی ها آرامشم جدا نکن....شادمهر کجایی؟؟؟؟؟؟)





تاريخ : شنبه چهارم شهریور 1391 | 16:51 | نویسنده : سعيد
من با اجازه قالبو واسه تنوع عوض کردم اگه خوشتون نمیاد بگید عوضش کنم(مخاطب خاص)

و نکته دوم هم پروفایلو به روز کردم بازم اگه مشکلی بود عوضش کنین

نکته سوم از این پس پایین پست ها اگه احتیاجی به جواب داشت یا نظری یا انتقادی بود میزارم و بزارین..... که افتتاحیش همون پست خارش بود

راستی زحمت نظر دادن و تائید کردنشم به عهده شما

ممنونم از همکاریتون



تاريخ : شنبه چهارم شهریور 1391 | 16:16 | نویسنده : سعيد

عشق:

اون نیست که در اوج رابطه،پاک بمونی

عشق:

اونه که در اوج اختلاف،خیانت نکنی



تاريخ : شنبه چهارم شهریور 1391 | 16:11 | نویسنده : سعيد
* عذر خواهی میکنم بابات حذف پستها چون از این ور اونور میومدن بازدید

1-خوبیت نداشت گستاخی منو ببینن

2- خوبیت نداشت بگین آیکیو پایینه

شما منو به بزرگواری خودتون عفو بفرمائید (مخاطب خاص)

* عذر خواهی دوم هم اینه که منو ببخشید که بهتون جسارت کردم و اون حرفها رو زدم من هر کاری کردم بخاطر خدای خودمو خودمو عشقم بوده و منتش سر هیچکس نیست بازم منو عفو بفرمائید.....




تاريخ : شنبه چهارم شهریور 1391 | 15:23 | نویسنده : هستی

معلم پسرک را صدا زد تا انشایش را با موضوع علم بهتر است یا ثروت را بخواند.

پسرک با صدای لرزان گفت: ننوشته ام

معلم با خط کش چوبی پسرک را تنبیه کرد و او را پایین کلاس پا درهوا نگه داشت

پسرک در حالی که دستهای قرمز و بادکرده اش را به هم می مالید زیر لب می گفت:

آری ثروت بهتر است، چون اگر داشتم دفتری می خریدم و انشایم را می نوشتم.



تاريخ : شنبه چهارم شهریور 1391 | 12:54 | نویسنده : هستی
چـــــه چیزایی خریدی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

چـــــــــــه جورین؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

چــــــــــــه رنگین؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

خنده خاطرات خنده دار


************************

(سعید)

اول رفتم آرایشگاه

تیشرت طوسی به نقش گل های مشکی و یقه مدل هفت با رنگ های شکاری + یقه

شلوار قهوه ای نوع پارچشو بلد نیستم 50% شبیه پارچه ای 50% جین

کفش ورنی براق با گلهای برجسته در نوک کفش 

کمربند قهوه ای تیره با سگگ نقره ای

+ جوراب سفید و کفی برای کفش

دیگه چیزی نخریدم ...........



تاريخ : شنبه چهارم شهریور 1391 | 12:16 | نویسنده : سعيد



تاريخ : جمعه سوم شهریور 1391 | 23:28 | نویسنده : هستی
رو تختم دراز کشیده بودم خوابم نبرد
گوشیمو برداشتم
sms
نوشتم: خوابم نمی بره...!!ا
......سکوت...
.........یخ شدم
هیشکی نبود که براش اینو بفرستم...پاک کردم متن رو

چیزی که هزاران بار تجربه کردم !!!ا

خیلی حس بدیه ! خیلی بد ! بی نهایت بد ! ای کاش خدا موبایل داشت تا میشد اینجور موقع ها بهش اس ام اس کرد ! خدایا شماره موبایلت رو برام میفرستی ؟

خواهشا نظر یادتون نره

دوستتون دارم...

میبوسمتون

 

 



تاريخ : جمعه سوم شهریور 1391 | 23:10 | نویسنده : هستی
يک نفر ..... يک جايي..... تمام روياهاش لبخند توست و زماني که به تو فکر مي‌کنه احساس مي‌کنه که زندگي واقعا با ارزشه پس هرگاه احساس تنهايي کردي اين حقيقت رو به خاطر داشته باش يک نفر ..... يک جايي..... در حال فکر کردن به توست



تاريخ : پنجشنبه دوم شهریور 1391 | 19:48 | نویسنده : سعيد

سیاوش قمیشی میگه:

من فقط عاشق اینم حرف قلبتو بدونم الکی بگم جداشیم تو بگی که نمیتونم....

میخواستم از همین تریبون بگم سیاوش جان واسه ما جواب عکس داد طرف پرید.....



تاريخ : پنجشنبه دوم شهریور 1391 | 12:9 | نویسنده : سعيد

چقدر قشنگه بخاطر هدف فردات بري بازار و واسه آراسته كردن خودت چقدر هزينه كني

بعد از 4 سال دوباره موقعيتي پيش بياد كه بياد اولين ديدارت شب تا صبحو فقط 4 ساعت بخوابي و لحظه شماري كني كه صبح بشه......

كي ميگه انتظار سخته،انتظار خيلي هم شيرينه

4 ساعت جلوي در دانشگاه وايستي بعد بفهمي  طرفي كه ميخواستي ببيني بعدازظهر امتحان داره.......



پیچک